<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom">
	<channel>
		<title>آیا عدم ردع می‌تواند کاشف از رأی معصوم(ع) باشد؟</title>
		<description>بحث کردن آیا عدم ردع می‌تواند کاشف از رأی معصوم(ع) باشد؟</description>
		<link>https://www.m-feqhi.ir/index.php?option=com_content&amp;view=article&amp;id=296:2017-05-31-11-48-23&amp;catid=14:sample-data-articles&amp;Itemid=511</link>
		<lastBuildDate>Tue, 14 Jul 2026 21:11:29 +0000</lastBuildDate>
		<generator>JComments</generator>
		<atom:link href="https://www.m-feqhi.ir/index.php/component/jcomments/feed/com_content/296" rel="self" type="application/rss+xml" />
		<item>
			<title>محمد مهدی جعفری گفته ها</title>
			<link>https://www.m-feqhi.ir/index.php?option=com_content&amp;view=article&amp;id=296:2017-05-31-11-48-23&amp;catid=14:sample-data-articles&amp;Itemid=511#comment-92</link>
			<description><![CDATA[اما حاشیه دوم: همانطور که در متن آمده است، بحث ما تنها در یک قسم از اقسام اجماع اصحاب ائمه است و آن اجماع اصحاب در رابطه با عملی است که متشرعه به جهت فوائد و مصالح اجتماعی و اخلاقی و بهداشتی و غیره ای که بر آن عمل مترتب می شود، دارای ذهنیت مطلوبی می‌باشند و برداشت اصحاب ائمه نیز از سکوت ائمه و یا بعضی بیانات ائمه (یعنی بیان فوائد اجتماعی آن عمل) این باشد که این عمل، عملی مستحبی است. بحث در این است که آیا برداشت و اجماع اصحاب ائمه در این قسم نیز با سکوت امام، حجت می شود؟ اشکال نشود که این قسم که ارتباطی به مسائل اصولی و فقهی ندارد چرا که برداشت اصحاب ائمه، برداشت یک حکم شرعی و حکم فرعی فقهی مثل استحباب فلان عمل است و بحث هم دقیقا این است که آیا با عدم ردع و تقریر شارع، آیا می توان اجماع مبنی بر استحباب چنین عملی را حجت دانست یا خیر؟]]></description>
			<dc:creator>محمد مهدی جعفری</dc:creator>
			<pubDate>Mon, 24 Jul 2017 04:26:39 +0000</pubDate>
			<guid>https://www.m-feqhi.ir/index.php?option=com_content&amp;view=article&amp;id=296:2017-05-31-11-48-23&amp;catid=14:sample-data-articles&amp;Itemid=511#comment-92</guid>
		</item>
		<item>
			<title>محمد مهدی جعفری گفته ها</title>
			<link>https://www.m-feqhi.ir/index.php?option=com_content&amp;view=article&amp;id=296:2017-05-31-11-48-23&amp;catid=14:sample-data-articles&amp;Itemid=511#comment-90</link>
			<description><![CDATA[با سلام و با تشکر از فرصتی که برای قرائت و نقد نوشته ی حقیر گذاشته اید. اما در رابطه با حاشیه اول: همانطور که در ابتدای متن پژوهش نیز آمده است «آیت‌الله العظمی شبیری در حجيت اجماع، مسلك تقرير را پذيرفته‌اند.» و به عبارت دیگر، اجماعِ اصحابِ ائمه و یا علمای قدماء را از باب تقریر و سکوت امام حجت می دانند. بنابر این ایشان در سدد اثبات حجیت اجماع از شهرت و یا اجماع نیستند. نقدِ حقیر هم ناظر به این است که این ادعا در را نمی توان در همه ی اجماعاتِ اصحاب ائمه، پذیرفت و نهایتا در بعضی از اجماعات، استدلال ایشان تمام می باشد. با این بیانات روشن استکه مجالی برای حاشیه اول باقی نمی ماند زیرا کسی، مدعی اثبات حجیت اجماع بواسطه اجماع یا شهرت نیست. اما در رابطه با حاشیه دوم: همانطور که در متن آمده است، مناقشه ی بنده، تنها در یک قسم از اقسام اجماع اصحاب ائمه است و آن اجماع اصحاب در رابطه با عملی است که دارای فوائد و مصالحی همچون مصالح اجتماعی و اخلاقی و بهداشتی می باشد و ممکن است به جهت همین مصالح، متشرعه نیز نسبت به آن عمل، دارای ذهنیت مطلوبی شوند تا جایی که برداشت اصحاب ائمه از سکوت ائمه و یا بعضی بیانات ائمه (بیان فوائد اجتماعی آن عمل) این باشد که این عمل، عملی مستحبی است. بحث در این است که آیا برداشتی که اصحاب ائمه در این قسم، بواسطه سکوت امام، به دست آورده اند، آیا حجت می باشد؟ اشکال نشود که این قسم که ارتباطی به مسائل اصولی و فقهی ندارد چرا که برداشت اصحاب ائمه، برداشت یک حکم شرعی و حکم فرعی فقهی مثل استحباب فلان عمل است و بحث هم دقیقا این است که آیا با عدم ردع ائمه علهیم السلام، آیا می توان اجماعِ اصحاب مبنی بر استحباب چنین عملی را حجت دانست یا خیر؟ جعفری, [۲۶.۰۷.۱۷ ۲۳:۳۹] نام : محمد مهدی جعفری ایمیل: aseman113@gmail.com]]></description>
			<dc:creator>محمد مهدی جعفری</dc:creator>
			<pubDate>Mon, 24 Jul 2017 04:14:47 +0000</pubDate>
			<guid>https://www.m-feqhi.ir/index.php?option=com_content&amp;view=article&amp;id=296:2017-05-31-11-48-23&amp;catid=14:sample-data-articles&amp;Itemid=511#comment-90</guid>
		</item>
		<item>
			<title>محسن بالدی گفته ها</title>
			<link>https://www.m-feqhi.ir/index.php?option=com_content&amp;view=article&amp;id=296:2017-05-31-11-48-23&amp;catid=14:sample-data-articles&amp;Itemid=511#comment-89</link>
			<description><![CDATA[باسلام این اشکال:« ظاهر حال از سکوت ائمه به عنوان مبین احکام شریعت، در چنین مواردی، تأیید برداشت اصحاب می‌باشد و با این ظاهر حال، مابقی احتمالات هر چند معتنی به باشد، مندفع می‌شود.» برداشت اصحاب دوحالت دارد: - یا در قالب شهرت وارد می شود - یا در قالب اجماع درصورت اولی ضعیف است زیرا در بحث ما هنوز اجماع ثابت نشده پس نمی شود با شهرت که اخس از اجماع است اشکالی را از اجماع دفع کنیم. درصورت دوم اشکال دوری می باشد ونمی توان از اجماع برای اثبات اجماع استفاده کرد. واماجواب مصنف تحقیق: «با توجه به اینکه ائمه ما در موارد عدیده‌ای ، در رابطه با غیر مسائل فروعات فقهی مثل مسائل اجتماعی، پزشکی، اخلاقی، فرمایشات عدیده‌ای دارند، لا اقل در امثله مورد بحث، سکوت و عدم ردع، چنین ظهور حالی منتفی می‌باشد.» این جواب درستی نیست بلکه قبول اشکال است زیرا بحث اجماع اصولی است وباید فاید فقهی ثابت شود درحالی که مصنف مسائل فقهی را ساکت مانده ومسائل غیر فقهی را درمیان آورده . بعبارتی دیگر ایشان باید اشکال را در مسائل فقهی حل کند زیرا بحث ما درآن جا است نه در آن اشکال را قبول کند.]]></description>
			<dc:creator>محسن بالدی</dc:creator>
			<pubDate>Fri, 21 Jul 2017 14:37:19 +0000</pubDate>
			<guid>https://www.m-feqhi.ir/index.php?option=com_content&amp;view=article&amp;id=296:2017-05-31-11-48-23&amp;catid=14:sample-data-articles&amp;Itemid=511#comment-89</guid>
		</item>
	</channel>
</rss>
