رابطه وجوب دفع مال با رفع حجر - بخش دوم

در قسمت اول این مقاله اشاره شد که درباره آیه پنجم و ششم سوره نساء مرحوم آقای خمینی از تناسب حکم و موضوع و خصوصا اقتران فراز «وَ ابْتَلُوا الْيَتَامَى حَتَّی...» به «وَ لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ» چنین استظهار کرده است که وجوب دفع اموال به یتامی، نفسی نیست تا اطلاق آیه إقتضا کند که دفع مال به بالغ رشید مطلقا لازم باشد. همچنین اشاره شد که ایشان بر این برداشت از آیه سه امر را متفرّع نموده‌اند. در ادامه این بحث به بررسی امر سوم از امور سه گانه یعنی «حرمت دفع مال قبل از حصول بلوغ یا...

ادامه مطلب...

رابطه وجوب دفع مال با رفع حجر - بخش اول

مرحوم آقای خمینی[1] از تناسب حکم و موضوع و خصوصاً اقتران فراز «وَ ابْتَلُوا الْيَتَامَى حَتَّى...»[2] به «وَ لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ»[3] چنین استظهار کرده است که وجوب دفع اموال به یتامی، نفسی نیست[4] تا اطلاق آیه إقتضا کند که دفع مال به بالغ رشید مطلقا لازم است، حتی اگر به بقاء‌ مال در دست ولیّ إذن بدهد،[5] بلکه وجوب دفع در آیه، معلول رفع حجر یتیم است،‌ مانند وجوب إکرام در خطاب «أکرم زیداً لأنه عالم» که وجوب إکرام معلول عالم بودن است؛ چراکه متعارف مردم در صورت عدم حجر راضی به بقاء...

ادامه مطلب...

تکلیف مهریه در صورت علم به بطلان عقد موقت- بخش دوم

در بخش اول این مقاله به این مسأله اشاره شد که در صورت مشخص شدن بطلان عقد در عقد موقت، ضمن حکم به جدایی به زن و مرد، با دو صورت کلّی روبرو هستیم. صورت اوّل آن است که علم به بطلان عقد پیش از دخول باشد. در این صورت هیچ مهری به زن تعلّق نمی‌گیرد. اما در صورتی که پس از دخول، علم حاصل شود، با دو صورت مواجه هستیم: علم زن به بطلان عقد و جهل زن به بطلان عقد. در ادامه به ادله مسأله در فرض علم زن می‌پردازیم.  بررسی ادله مسأله در فرض علم  زن...

تکلیف مهریه در صورت علم به بطلان عقد موقت- بخش اول

در ازدواج موقت اگر پس از آنکه مرد بخشی از مهریه را به زن پرداخت نمود، مشخص شود عقد باطل بوده است طبعا هیچ رابطه محرمیتی بین زن و مرد نخواهد بود. [1] اما در این فرض وظیفه طرفین در قبال مهریه چه خواهد شد؟ و آیا مهریه‌ای به زن تعلّق می‌گیرد یا نه؟[2] در این موارد و موارد مشابه، ممکن است با چند صورت روبرو شویم:   الف) علم پیش از دخول در صورتی که پیش از دخول علم به بطلان عقد پیدا شود، بدون تردید زن و مرد باید از هم جدا شوند و زن هیچ مهری...

وجوب یا استحباب عقیقه؟ (بخش دوم)

در بخش اول این مقاله ضمن بررسی دلیل اجماع و کتاب مبنی بر وجوب عقیقه کردن برای کودک، این دو دلیل برای قول به وجوب معتبر دانسته نشد. در گام بعدی به بررسی روایات این بحث پرداختیم و طایفه اول روایات، یعنی «روایاتی که عقیقه کردن را در کنار امور مستحبی دیگر ذکر کرده‌اند» بررسی نمودیم. در ادامه به بررسی اصناف دیگر روایات در این باب می‌پردازیم و در انتهای بحث به نتیجه گیری خواهیم پرداخت:   ب) روایات ارتهان در دسته دیگری از روایات هر مولودی مرتهن به عقیقه دانسته شده است. از جمله این روایات عبارتند از:...