وجه ثبوت ضمان بر اساس قانون احترام در صورت اختلاف عامل و آمر در قصد تبرّع- بخش دوم

اگر شخصی بدون أمر و إذن دیگری عملی را انجام دهد عملش مضمون نیست؛ اما در صورت اختلاف عامل و آمر در وجود یا عدم امر به کار تکلیف چیست؟ در بخش اول این مقاله به کلام مرحوم سید در عروه مبنی بر لزوم مقدّم داشتن قول عامل اشاره نمودیم و گفتیم که مرحوم سید در وجه آن ابتدا فرموده است؛ زیرا احترام عمل مسلمان إقتضای ضمان دارد و قصد تبرع مانع این ضمان است، لذا هنگام شک در مانع، اصل عدم مانع جاری می‌شود و قول عامل موافق این اصل است، ولی ادامه فرموده است قانون احترام عمل مسلمان مادامی که عامل قصد تبرع نکرده...

ادامه مطلب...

وجه ثبوت ضمان بر اساس قانون احترام در صورت اختلاف عامل و آمر در قصد تبرّع- بخش اول

اگر شخصی بدون أمر و إذن دیگری عملی را انجام دهد عملش مضمون نیست؛[1] زیرا هیچ یک از اسباب ضمان در اینجا وجود ندارد، نه عقدی منعقد شده و نه إتلافی رخ داده و نه أخذی صورت گرفته است؛ تا مشمول قاعده «علی الید ما أخذت»[2] شود، همچنین اگر مأمور عملی که بدان أمر شده است را به قصد تبرّع بیاورد مستحق أجرت نیست، گرچه آمر قصد إعطای أجرت را داشته باشد، اما اگر عمل را در مقابل أجرت بیاورد، دو صورت متصور است؛ یا عمل مالیت ندارد که در این صورت هم عامل استحقاق اجرت را ندارد و یا مالیت دارد که در این صورت آمر ضامن...

ادامه مطلب...

وجوب یا استحباب عقیقه؟ (بخش دوم)

در بخش اول این مقاله ضمن بررسی دلیل اجماع و کتاب مبنی بر وجوب عقیقه کردن برای کودک، این دو دلیل برای قول به وجوب معتبر دانسته نشد. در گام بعدی به بررسی روایات این بحث پرداختیم و طایفه اول روایات، یعنی «روایاتی که عقیقه کردن را در کنار امور مستحبی دیگر ذکر کرده‌اند» بررسی نمودیم. در ادامه به بررسی اصناف دیگر روایات در این باب می‌پردازیم و در انتهای بحث به نتیجه گیری خواهیم پرداخت:   ب) روایات ارتهان در دسته دیگری از روایات هر مولودی مرتهن به عقیقه دانسته شده است. از جمله این روایات عبارتند از:...

وجوب یا استحباب عقیقه؟ (بخش اول)

فقهای امامیه بر فضیلت عقیقه اتفاق نظر دارند، همانطور که انجام عقیقه را در روز هفتم مستحب مؤکّد می‌دانند. اما بحث در این است که آیا عقیقه کردن برای نوزاد صرفا مستحب است یا این اهمیت به درجه وجوب می‌رسد؟[1] هر دو قول به وجوب و استحباب در بین فقها طرفداران جدّی دارد: 1. قول به وجوب: بزرگانی همچون ابن جنید[2]، سید مرتضی[3]، فاضل آبی[4]. 2. قول به استحباب: علامه حلّی،[5] فیض کاشانی[6]، سبزواری[7] و اکثر متأخرین.   بررسی ادلّه اجماع مرحوم سید مرتضی به اجماع استدلال نموده‌ است.[8] به نظر می‌رسد همانطور که بزرگانی همچون آیت‌‎الله شبیری زنجانی...

بحثی درباره وثاقت ابو خدیجه سالم بن مکرم جمّال

سالم بن مکرم، معروف به ابو خدیجه از یاران امام صادق(ع) و امام کاظم(ع) و واسطه نقل روایاتی از ایشان است. [1] این روایات در موضوعات فقهی همچون نماز میّت[2]، لقطه[3]، نکاح[4]، خمس[5] و همچنین موضوعات اخلاقی و اعتقادی[6] وارد شده است. از سخنانی که ابو خدیجه واسطه نقل آن بوده است، روایتی است که در آن شیعیان از ارجاع تخاصم به حکّام جور منع می‌شوند.[7]   تضعیف در برابر توثیق نکته‌ای که ابو خدیجه‌ را به یکی از راویان بحث بر انگیز تبدیل کرده است آن است که از یک سو نجاشی  ایشان را توثیق و حتی تعبیر «ثقة...